در ماه‌‌های گذشته گزارش‌‌های متعددی درباره انفعال عجیب وزارت ‏امور خارجه در پرونده‌‌های مهم دستگاه دیپلماسی و آسیب‌‌های این ‏انفعال در حوزه‌‌های دیپلماتیک و امنیتی منتشر شده است

‏«وطن‌امروز» گزارش می‌دهد؛ چگونه رفتار منفعلانه و نسنجیده ظریف در ماجراهای اقدامات اروپا علیه دیپلمات‌‌های ایرانی، ‏نازنین زاغری و استعفای بدموقع، منجر به تهدید مصونیت دیپلمات‌‌های ایرانی و اعتبارزدایی از وزارت امور خارجه شده است.

در ماه‌‌های گذشته گزارش‌‌های متعددی درباره انفعال عجیب وزارت ‏امور خارجه در پرونده‌‌های مهم دستگاه دیپلماسی و آسیب‌‌های این ‏انفعال در حوزه‌‌های دیپلماتیک و امنیتی منتشر شده است. با این حال ‏اما همانند بی‌توجهی به توصیه‌ها و انتقادات برجامی که نادیده گرفته ‏شدن آنها اکنون وضعیت اقتصادی کشور را در گل گرفتار کرده، وزیر ‏امور خارجه و تیم او در این وزارتخانه باز هم به این انتقادات و توصیه‌ها ‏بی‌اعتنایی نشان دادند و حالا نتیجه این بی‌اعتنایی‌ها در حال آشکار ‏شدن است؛ نتیجه‌ای که یکی از مهم‌ترین گزاره‌‌های آن اعتبارزدایی از ‏دستگاه دیپلماسی محمدجواد ظریف است‎.‎

 

به گزارش «وطن‌امروز»، ماجرای اعطای مصونیت دیپلماتیک به نازنین ‏زاغری از سوی دولت انگلیس نشان داد به همان میزان که در ایران ‏وزارت امور خارجه در بند انفعال مانده، دولت‌‌های اروپایی در پیشبرد ‏برنامه‌‌های دیپلماتیک خود فعال شده‌‌‌اند‎.‎

 

«وطن‌امروز» در ماه‌‌های اخیر پرونده‌‌های ویژه‌ای درباره انفعال وزارت ‏امور خارجه در موضوعات مختلف منتشر کرده است. اکنون که برخی ‏هزینه‌‌های این انفعال در حال نمودار شدن است، یک جمع‌‌‌بندی ‏مختصر و محدود از برخی رفتارهای غیرحرفه‌ای ظریف در ماه‌‌های ‏اخیر و هزینه‌‌های آن، می‌تواند نشان بدهد انفعال دستگاه دیپلماسی و ‏ارتکاب رفتارهای نسنجیده تا چه اندازه می‌تواند یک کشور را به ‏

 

دردسر انداخته و هزینه‌‌های جبران‌ناپذیر روی دست یک ملت بگذارد‎.‎

 

در ادامه این گزارش، برخی نتایج انفعال تیم ظریف در وزارت امور ‏خارجه نسبت به اقدامات غیردوستانه و غیرصادقانه اروپا با ایران و ‏همین‌طور رفتار غیرحرفه‌ای محمدجواد ظریف در استعفای بدموقع و ‏برآوردهای نادرستی که این استعفا نزد دشمنان ایران ایجاد کرد، مورد ‏اشاره قرار می‌گیرد‎.‎

 

دستمال سفید در مقابل کشور نارنجی‎!‎

 

ماجرای هلند و رفتاری که وزارت امور خارجه ایران در قبال آن نشان ‏داد از آن مواردی است که می‌تواند در آینده در محافل آکادمیک و در ‏مذمت انفعال و هزینه‌‌سازی آن تدریس شود. ۷ ژوئن ۲۰۱۸ (۱۷ ‏خردادماه امسال) دولت هلند اعلام کرد ۲ دیپلمات سفارت ایران در ‏این کشور را اخراج کرده است. این خبر را نه وزارت خارجه هلند، بلکه ‏هولبرت بریده‌میر، سخنگوی «سرویس اطلاعات و امنیت» هلند اعلام ‏کرد. هلندی‌ها صراحتا اعلام کرده بودند دیپلمات‌‌های اخراج شده ‏ایرانی در ماجرای قتل محمدرضا صمدی‌کلاهی و احمد نیسی دست ‏داشتند. محمدرضا صمدی‌کلاهی از اعضای معروف گروهک تروریستی ‏منافقین و عامل انفجار تروریستی هفتم تیر ۱۳۶۰ بود که طی آن ‏نزدیک به ۸۰ نفر از مقامات و فعالان انقلابی از جمله شهید آیت‌ا… ‏بهشتی به شهادت رسیدند. کلاهی یک تروریست نشان‌دار و تحت ‏تعقیب بود. احمد نیسی نیز سرکرده گروهک تروریستی الاحوازیه بود ‏که این گروهک نیز در استان خوزستان اقدام به خرابکاری و ترور مردم ‏کرده بود. نکته جالب اینکه هلندی‌ها در حالی این اتهامات را مطرح ‏کردند که ۲ دیپلمات ایرانی اخراج شده، اساسا در هنگام مرگ کلاهی، ‏در هلند نبوده و هنوز به عنوان دیپلمات، از سوی وزارت امور خارجه ‏به هلند اعزام نشده بودند.

 

از این جهت این یک آبروریزی تمام‌عیار ‏برای دولت هلند بود. درباره مرگ تروریست دیگر نیز هلندی‌ها صرفا ‏اتهامات و ادعاهایی را مطرح کردند و حتی یک برگ سند یا یک فریم ‏فیلم درباره دست داشتن دیپلمات‌‌های ایرانی یا عواملی که به صورت ‏مستقیم یا غیرمستقیم با سفارت ایران و دولت ایران ارتباط داشته ‏باشند، ارائه نکردند. البته هلندی‌ها در نهایت ناچار شدند به بی‌اساس ‏بودن این اتهامات اذعان کنند. هم وزیر کشور، هم وزیر خارجه و هم ‏دادستانی هلند بهمن‌ماه امسال یعنی ۸ ماه پس از اخراج دیپلمات‌‌های ‏ایرانی اعلام کردند این دیپلمات‌ها هیچ نقشی در این ترورها ‏نداشته‌اند.

 

بر اساس گزارش «وطن‌امروز»، وزیران خارجه و کشور هلند ‏‏۸ ژانویه ۲۰۱۹ در نامه‌ای به پارلمان هلند صراحتا اعلام کردند ‏دیپلمات‌‌های اخراج شده هیچ ربطی به ماجرای قتل نداشته‌‌‌اند. ۳۰ ‏ژانویه و اول فوریه ۲۰۱۹ یعنی ۱۰ و ۱۲ بهمن‌ماه امسال نیز دادستان ‏هلند در روند دادگاه رسیدگی به قتل کلاهی اذعان کرد هیچ سندی ‏مبنی بر دست داشتن دیپلمات‌های ایرانی‌ در قتل کلاهی وجود ندارد. ‏این یک اعتراف بزرگ بود. با این حال اما عملکرد وزارت امور خارجه ‏ایران در قبال این اقدام هلند و حتی پس از اعتراف آنها به بی‌گناهی ‏دیپلمات‌‌های ایرانی عجیب بود. هم قبل از اعتراف هلندی‌ها به ‏بی‌گناهی دیپلمات‌های ایرانی و هم بعد از این اعتراف، رفتار وزارت ‏امور خارجه ایران در قبال این ماجرا تغییری نکرد. انفعال وزارت امور ‏خارجه در دفاع از دیپلمات‌‌های خود و اعاده حقوق و حیثیت آنها با ‏انتقادات گسترده‌ای همراه شد.

 

یکی از انتقاداتی که متوجه وزارت امور ‏خارجه بود، این نکته کلیدی بود که قتل ۲ تروریست که دست‌‌های آنها ‏به خون ده‌ها ایرانی آغشته بود، نشان داد دولت هلند این تروریست‌ها ‏را تحت حمایت‌‌های اطلاعاتی و مالی خود قرار داده بود. با این حال اما ‏این موضوع مهم از سوی وزارت امور خارجه پیگیری نشد و وزارت امور ‏خارجه به جای آنکه با استناد به فاش شدن پناه دادن هلند به ‏تروریست‌ها، علیه هلند اقامه دعوی کند و از این طریق در راستای ‏تقویت منافع و امنیت ملی گام بردارد، ترجیح داد یا سکوت کند یا ‏صرفا به برخی اظهارنگرانی‌ها بسنده کند. اگرچه پیش از این برخی ‏نزدیکان وزارت امور خارجه این انفعال ظریف را به‌خاطر تمرکز او بر ‏موضوع‎ SPV ‎می‌دانستند و انفعال خلاف منافع ملی وزارت امور خارجه ‏را با موضوع برجام توجیه می‌کردند اما پس از رونمایی اروپا از‎ INSTEX ‎و مشخص شدن بی‌نتیجه بودن این راهبرد، انفعال ظریف در قبال ‏اروپایی‌ها و دولت هلند تداوم داشت. موضوعی که نشان داد انفعال تیم ‏ظریف در وزارت امور خارجه در قبال هلند و اروپایی‌ها ممکن است ‏دلیل یا دلایلی غیر از موضوع برجام و‎ INSTEX ‎داشته باشد.

 

به هر ‏حال، پس از تداوم انفعال وزارت امور خارجه و افزایش هزینه‌‌های این ‏انفعال برای کشور و بویژه برای دیپلمات‌‌های ایرانی، شورای عالی ‏امنیت ملی به این موضوع ورود کرد و ایران ۲ هفته به هلند فرصت داد ‏درباره اتهام دروغ خود علیه ایران و اخراج دیپلمات‌‌های ایرانی توضیح ‏داده و از ایران عذرخواهی کند. با این حال پس از بی‌توجهی هلند، ‏دستور اخراج ۲ مامور هلندی سفارت این کشور در تهران به وزارت ‏امور خارجه ابلاع شد.

 

اما رفتار وزارت امور خارجه در قبال اخراج ‏دیپلمات‌‌های هلندی نیز عجیب و نگران‌کننده بود. نکته اول اینکه ‏برخلاف عرف دیپلماتیک، خبر اخراج ۲ مامور سفارت هلند در ایران را ‏وزارت امور خارجه اعلام نکرد و این وزارت خارجه هلند بود که خبر ‏اخراج مامورانش از ایران را اطلاع‌رسانی کرد! اما ماهیت پنهان این ‏رفتار وزارت امور خارجه ایران را اظهارات ظریف در توضیح فرآیند ‏اخراج این هلندی‌ها فاش کرد. چند ساعت پس از اعلام اخراج ۲ مامور ‏سفارت هلند از ایران، ظریف در اظهارنظری غیرمسؤولانه گفت اخراج ‏این دیپلمات‌‌های هلندی به او «ابلاغ» شده است. این اظهارنظر ظریف ‏به معنای آن است که او هیچ نقشی در اخراج این ۲ مامور سفارت هلند ‏نداشته است و از نهادی بالادستی به او دستور داده شده است‎!‎

 

این اظهارنظر ظریف باعث ایجاد برآوردهای خطرناکی نزد ضدانقلاب و ‏اروپایی‌ها شد. به گونه‌ای که ضدانقلاب از انفعال وزارت امور خارجه در ‏قبال ماجرای اتهام هلند به وزارت اطلاعات ایران و همین‌طور تداوم ‏این انفعال حتی پس از اعتراف هلندی‌ها به بی‌گناهی دیپلمات‌‌های ‏ایرانی، این برآورد را مطرح کردند که رفتار ظریف، ادعاهای هلندی‌ها و ‏به طور کلی اروپایی‌ها علیه وزارت اطلاعات ایران را تایید می‌کند‎!‎

 

در همین رابطه، سایت ضدانقلاب رادیو فردا در مطلبی که ادعا شده ‏یک دیپلمات سابق وزارت امور خارجه آن را نوشته، برآوردهای غلطی ‏از اظهارات ظریف مطرح کرده است. این سایت در مطلب خود به ‏سکوت وزارت امور خارجه پس از اخراج دیپلمات‌‌های ایرانی از هلند، ‏عدم اطلاع‌رسانی وزارت امور خارجه درباره اخراج ۲ مامور سفارت ‏هلند در تهران و همین‌طور اظهارات ظریف درباره اینکه دستور اخراج ‏هلندی‌ها به او ابلاغ شده، اشاره کرده است و آنگاه با استناد به این ۳ ‏اقدام تیم ظریف در وزارت امور خارجه، مدعی شده وزارت امور خارجه ‏ایران ادعاهای اروپایی‌ها درباره دیپلمات‌‌های ایرانی را تایید کرده ‏است‎.‎

 

این برآورد سایت ضدانقلاب یک برآورد نادرست و غلط است، با این ‏حال اما رفتار ظریف و تیم او در وزارت امور خارجه در قبال هلند و ‏همین‌طور دیگر پرونده‌‌های مربوط به اتهامات اروپایی‌ها علیه ایران ‏باعث شده ضدانقلاب از این سکوت و انفعال سوءاستفاده کرده و آن را ‏مترادف تایید ادعاهای دروغ اروپا علیه وزارت اطلاعات ایران قلمداد ‏کند. نکته قابل تامل دیگر این است که پرونده هلند، شروع پازل بازی ‏جدید اروپا علیه ایران بود.

 

پس از هلند؛ فرانسه، بلژیک، آلمان، ‏دانمارک و آلبانی دیگر قطعات پازل اتهام‌زنی به دیپلمات‌‌های ایرانی را ‏مطرح کردند که در پی آن یک دیپلمات ایرانی از فرانسه اخراج شد، ‏اسدا… اسدی دستگیر شد، سفیر و یک دیپلمات ایرانی از آلبانی ‏اخراج شدند و… . به اعتقاد کارشناسان، انفعال و سکوت وزارت امور ‏خارجه در قبال ماجرای هلند، در تسریع و شتاب گرفتن سایر اضلاع ‏این سناریوی اروپا علیه دستگاه امنیتی ایران بسیار موثر بود. اما ‏انفعال وزارت امور خارجه ایران و پالس‌‌های اشتباه آنها در قبال ‏ماجرای هلند باعث شده اکنون ضدانقلاب مدعی شود وزارت امور ‏خارجه دیپلمات‌‌های ایرانی مانند اسدا… اسدی را مزاحم تلقی و ‏ادعاهای اروپا علیه وزارت اطلاعات ایران را تایید می‌کند‎!‎

 

اسدا… نازنین هفته گذشته جرمی هانت، وزیر خارجه انگلیس با صدور بیانیه‌ای اعلام ‏کرد وزارتخانه‌اش به نازنین زاغری، محکوم امنیتی دوتابعیتی زندانی در ‏ایران پوشش دیپلماتیک داده است. این یک اقدام نادر در عرف ‏دیپلماسی بوده است و نشان می‌دهد نازنین زاغری یک مهره بسیار ‏مهم برای انگلیسی‌ها به حساب می‌آید‎.‎

 

نازنین زاغری یکی از سرشبکه‌های رسانه‌ای انگلیس بود که در قالب ‏یک سفر سیاحتی به ایران آمد اما به صورت مخفیانه عملیات آموزش ‏جنگ نرم رسانه‌ای با هدف براندازی را در ایران انجام می‌داد. در ‏جریان برخی دستگیری‌های انجام شده، نام نازنین زاغری لو می‌رود و ‏نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ایران طی یک عملیات فشرده اقدام به ‏رهگیری و تحت رصد قرار دادن او کردند. در نهایت پس از آشکار ‏شدن ابعاد مختلف اقدامات ضد امنیت ملی زاغری، او ۱۵ فروردین ‌ماه ‏هنگام خروج از ایران در فرودگاه امام خمینی توسط نیروهای سپاه ‏ثارالله کرمان بازداشت شد.

 

پرونده اتهامی نازنین زاغری بسیار سنگین ‏بود. به عنوان نمونه، او تنها به‌خاطر یکی از موارد اتهامی‌اش به ۵ سال ‏زندان محکوم شده است؛ اتهاماتی که به گفته مقامات قضایی ایران، ‏اتهاماتی امنیتی هستند. با این حال دیگر موارد اتهامی او هنوز در ‏دادگاه رسیدگی نشده است. زاغری یکی از شبکه‌های رسانه‌ای ‏انگلیس در ایران را لو داد و از این حیث این یک موفقیت بزرگ ‏امنیتی برای ایران بود‎.‎

 

‎اما بازداشت زاغری و اعلام این خبر همانند یک بمب امنیتی در ‏انگلیس منفجر شد. از سال ۱۳۹۵ تاکنون ۳ وزیر خارجه انگلیس و ‏نخست‌وزیران این کشور به صورت مستمر پیگیر آزادی این مجرم ‏امنیتی دو تابعیتی هستند. در تمام سفرهای مقامات انگلیسی به ایران، ‏موضوع زاغری و آزادی او یکی از مهم‌ترین محورهای تیم انگلیسی ‏بوده است. حتی در جریان دیدار ترزا می ‌و حسن روحانی در جریان ‏مجمع عمومی سازمان ملل در مهرماه امسال نیز، ترزا می ‌به صورت ‏جدی خواستار آزادی نازنین زاغری شده بود.

 

در سفر اخیر جرمی ‏هانت به ایران نیز او آزادی زاغری را به عنوان یکی از خواسته‌های ‏جدی لندن از تهران مطرح کرد. موضوع آزادی زاغری آنقدر برای ‏انگلیسی‌ها مهم است که حتی در یک نوبت که بوریس جانسون، وزیر ‏سابق خارجه انگلیس درباره فعالیت‌های زاغری گاف داد، بیشتر ‏مقامات انگلیسی خواستار استعفای او شدند.

 

در حالی که انگلیسی‌ها ‏منکر فعالیت‌های ضد امنیتی زاغری در ایران بودند و مدعی می‌شدند ‏او تنها برای ملاقات با خانواده خود به ایران سفر کرده است، بوریس ‏جانسون، وزیر سابق خارجه انگلیس در اظهارنظری افشا‌کننده گفت ‏زاغری در ایران در حال آموزش خبرنگاری بوده است. این اظهارنظر ‏جانسون در ایران به «گاف نازنین» مشهور شد و نشان داد مقامات ‏امنیتی ایران درباره اقدامات مشکوک زاغری درست گفته‌اند.

 

با این ‏حال اما انگلیسی‌ها همچنان پیگیر آزادی زاغری هستند. اما چرا ‏زاغری تا این اندازه برای انگلیسی‌ها مهم است؟ چرا در موارد مشابه ‏دیگر، آنها پیگیر سرنوشت مهره‌ها و شهروندان خود در دیگر کشورها ‏نیستند؟ به عنوان نمونه، چرا در جریان دستگیری نرگس کلباسی، ‏شهروند انگلیسی در هند، دولت انگلیس وضعیت او را در اندازه و ‏مقیاس نازنین زاغری پیگیری نکرد؟ به اعتقاد کارشناسان، زاغری یک ‏شاه مهره برای انگلیسی‌ها است، ضمن اینکه انگلیسی‌ها به دنبال آن ‏هستند تا از طریق پیگیری مجدانه آزادی زاغری و فشار بر ایران، به ‏سایر عوامل خود در ایران این امیدواری را بدهند که آنها حتی در ‏صورت لو رفتن و دستگیری نیز مورد حمایت لندن قرار خواهند ‏داشت. انگلیسی‌ها در این مسیر حالا به زاغری پوشش و حمایت ‏دیپلماتیک داده‌اند؛ اقدامی که قطعا یک اقدام ضد ایرانی و مداخله در ‏امور ایران است.

 

برخلاف قوانین و قواعد بین‌المللی بویژه قواعد ایران، ‏جمهوری اسلامی ایران تنها تابعیت اعضا و شهروندان خود را به عنوان ‏مبنای برخورداری آنها از حقوق و اعمال قانون به‌رسمیت می‌شناسد. ‏تابعیت دوگانه بر اساس حقوق بین‌المللی عمومی و خصوصی از حقوق ‏حاکمیت‌ها است و دیگر کشورها حق نقض و مداخله در آن را ندارند. با ‏این حال اما دولت انگلیس با این اقدام به دنبال آن است تا دولت ایران ‏حق حاکمیت خود بر شهروندانش را در خاک خودش به‌رسمیت ‏نشناسد و پوشش دیپلماتیک زاغری را به عنوان ملاک در رفتار با او ‏لحاظ کند‎.

 

به اعتقاد کارشناسان، یکی از عوامل مهمی که باعث این رفتار ‏توهین‌آمیز و بی‌شرمی عجیب انگلیسی‌ها شده، انفعال ویژه دستگاه ‏دیپلماسی ایران بخصوص در عدم پیگیری متناسب و جدی وضعیت ‏شهروندان و دیپلمات‌های ایرانی در اروپا است. از سوی دیگر ‏کارشناسان می‌گویند مجموعه اقدامات دیپلماتیک اروپا علیه ایران ‏یک پازل و بسته هماهنگ است. بدون تردید اگر دستگاه دیپلماسی ‏ایران در موضوعاتی مانند هلند یا دستگیری اسدا… اسدی با قاطعیت ‏اقدام می‌کرد، یا اگر ایران در ماجرای اعتراضات جلیقه‌زردها مانور ‏فعالانه‌ای از خود نشان می‌داد یا با دست گذاشتن روی حضور سرکرده ‏منافقین در پارلمان فرانسه، اقدامات حقوقی علیه فرانسه انجام می‌داد، ‏یک توازن دیپلماتیک در مناسبات میان ایران و اروپا ایجاد می‌شد و ‏نتیجه این توازن می‌توانست منجر به آزادی اسدالله اسدی و جلوگیری ‏از پیشروی انگلیسی‌ها در تعدی به حق حاکمیت ملی ایران در ماجرای ‏نازنین زاغری شود‎.‎

 

برآوردهای اشتباه درباره استعفای ظریف

 

قطعا استعفای ظریف از آن اتفاقاتی است که منتقدان عملکرد او در ‏وزارت امور خارجه تا مدت‌ها برای اثبات رفتارهای نسنجیده و ‏ندانم‌کاری‌های ظریف، به آن استناد می‌کنند. یکی از مهم‌ترین انتقادها ‏به استعفای ظریف، زمان اعلام این استعفا بود. تنها چند ساعت پس از ‏انتشار خبر و تصاویر دیدارهای بشار اسد در تهران، وزیر خارجه ‏استعفایش را اعلام کرد.‏

 

استعفایی که حال آمریکایی‌ها و برخی دیگر با استناد به آن ‏برآوردهای خطرناک و هزینه‌سازی را درباره وضعیت در ایران مطرح ‏می‌کنند‎.‎

 

در همین راستا، روزنامه نیویورک‌تایمز اواخر هفته گذشته درباره ‏استعفای ظریف نوشت: «این استعفا نشان‌دهنده عمیق شدن اختلافات ‏بین تندروها و کمپ اعتدالیون است. شکافی که به واسطه عمیق‌تر ‏شدن بحران اقتصادی در این کشور به وجود آمده است». این روزنامه ‏آمریکایی استعفای ظریف را یک «شو» دانست و در ادامه خاطرنشان ‏کرد: «محافظه‌کاران تاکنون دست برتر را داشته‌اند اما شوی اجراشده ‏نشان‌دهنده ناامیدی ظریف و متحدانش از جمله حسن روحانی، ‏رئیس‌جمهور ایران است که خود را با از دست رفتن بزرگ‌ترین پروژه ‏سیاست خارجی‌شان که همان توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ است، ‏ضعیف‌تر از همیشه می‌بینند‎.‎

 

طلال عطریسی، استاد جامعه‌شناس دانشگاه لبنان نیز در این‌باره بیان ‏کرده است ظریف از زمان عقب‌نشینی ایالات‌متحده از برجام در حال ‏زجر کشیدن است. وزیر خارجه ایران قویاً به گفت‌وگو و مذاکره با ‏آمریکا اعتقاد داشت اما لغو شدن این قرارداد نشان داد استراتژی‌ای ‏که ظریف می‌پیمود درست نبود».‏

 

اگر رسانه‌های ایرانی از خستگی و ناامیدی ظریف و یارانش در وزارت ‏امور خارجه می‌گفتند و بیان می‌کردند که آنها به دلیل اینکه تمام ‏ تخم‌مرغ‌های خود را در سبد مذاکرات هسته‌ای گذاشته بودند، حالا با ‏بدعهدی اروپایی‌ها، دیگر توانی برای ادامه مسیر ندارند، با واکنش تند ‏دولت و وزارت خارجه روبه‌رو می‌شدند اما این بار به نظر می‌رسد در ‏خارج از ایران این گزاره بشدت مورد توجه قرار گرفته است‎.‎

 

به گزارش نیویورک‌تایمز، «علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه ‏بین‌المللی بحران ماه گذشته و پیش از استعفای ظریف با او دیدار و در ‏این باره مطرح کرده است که ظریف بیش ‌از پیش ناامید به نظر می‌رسید ‏و عقیده داشت تمام اقداماتی که او به آنها اهمیت می‌داده است، با ‏مشکل روبه‌رو شده‌اندم.‏

 

این روزنامه در ادامه تأکید کرده است: «این ناامیدی چندی پیش و پس ‏‏‌از اینکه از رفتن بشار اسد به تهران اطلاع پیدا نکرد، بیشتر از قبل ‏شد. برخی تحلیلگران بر این عقیده‌اند استعفای ظریف، قماری برای ‏قدرتمندتر کردن جایگاهش بوده است. با این ‌حال، هنری رم، تحلیلگر ‏مسائل ایران در گروه اوراسیا معتقد است بیانیه‌های حمایت از ظریف ‏نتوانسته او را به جایگاه خود در مسائل سیاست خارجی بازگرداند.

 

این ‏حرکت در عین ‌حال نمی‌تواند جایگاه وزارت امور خارجه را نیز در ‏پروسه تصمیم‌گیری‌های سیاسی بویژه در مساله سوریه که برای ‏مدت‌های زیادی از آن دور بوده است، ارتقا دهد». رسانه‌ها اما سعی ‏کرده‌اند گمانه دیگری را در این‌باره ایجاد کنند که دوگانه وزارت امور ‏خارجه – سپاه قدس در مسائل سیاست خارجی است. با وجود اینکه ‏سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه یک روز پس از ‏استعفای وزیر امور خارجه، از ظریف حمایت کرده بود و نشان داد ‏نمی‌توان چنین دوگانگی‌ای را در سیاست خارجی کشور ایجاد کرد اما ‏رسانه‌های خبری آمریکا با اشاره به اینکه قاسم سلیمانی در این جلسه ‏حضور داشته و ظریف غایب بوده است، سعی کردند این‌گونه وانمود ‏کنند در مسائل مربوط به همسایگان و بویژه کشور مهمی مانند سوریه، ‏وزارت امور خارجه از دایره تصمیم‌گیری خارج ‌شده و دیگر محرم ‏به‌حساب نمی‌آید. این مساله در شرایطی توسط رویترز، آسوشیتدپرس، ‏فاکس‌نیوز و دیگر رسانه‌های آمریکایی مطرح شده است که آنها در ‏ادامه مجبور شده‌اند از رفتار ژنرال سلیمانی با ظریف نیز صحبت کرده ‏و اذعان کنند قاسم سلیمانی از ظریف حمایت کرده و بیان کرده است ‏سکان هدایت سیاست خارجی ایران باید در دست وزارت امور خارجه ‏باقی بماند. خبرگزاری یونایتد پرس اینترنشنال نیز در تحلیل خود از ‏این استعفا نوشت: «این استعفا می‌تواند تاکتیک ظریف برای اثبات این ‏مساله باشد که او دست بالا را در سیاست خارجی ایران داشته است». ‏این ادعا در حالی است که وزارت امور خارجه نقش فعالی در موضوع ‏سوریه دارد و ظریف چند ماه قبل با سفر به سوریه با ولید معلم وزیر ‏خارجه سوریه و بشار اسد رئیس‌جمهور این کشور دیدار کرد.‏

 

ضمن اینکه ظریف طی روزهای آینده یک سفر دیگر به دمشق خواهد ‏داشت و با بشار اسد نیز دیداری خواهد کرد. بنابراین این برآورد که ‏وزارت امور خارجه خارج از موضوع سوریه و دیپلماسی منطقه‌ای قرار ‏دارد اشتباه است ولی این یکی از برآوردهایی است که آمریکایی‌ها از ‏استعفای بدموقع ظریف به‌دست آورده‌اند. برآوردهایی که آمریکایی‌ها ‏یعنی بزرگ‌ترین دشمن سیاست‌های منطقه‌ای ایران به‌دست آمده، ‏قطعا باعث تشدید دشمنی‌ها و فشار بر ایران خواهد شد‎.‎

 

این هم یکی دیگر از تبعات اقدامات و رفتارهای نسنجیده وزیر امور ‏خارجه است که بدون تردید هزینه‌های جبران‌ناپذیری به کشور تحمیل ‏خواهد کرد.‏

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد