«يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا إلي احسن الحال» اي تغيير دهنده دل ها و ديده‏ ها، اي تدبير كننده شب و روز، اي گرداننده سال و حالت ها، بگردان حال ما را به بهترين حال ها

«يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا إلي احسن الحال»
اي تغيير دهنده دل ها و ديده‏ ها، اي تدبير كننده شب و روز، اي گرداننده سال و حالت ها، بگردان حال ما را به بهترين حال ها.

 

نوبهار است در آن كوش كه خوشدل باشي
كه بسي گل بدمد باز و تو در گل باشي
من نگويم كه كنون با كه نشين و چه بنوش
كه تو خود داني اگر زيرك و عاقل باشي
چنگ در پرده همين مي دهدت پند ولي
وعظت آن گاه كند سود كه قابل باشي
در چمن هر ورقي دفتر حالي دگر است
حيف باشد كه ز كار همه غافل باشي
نقد عمرت ببرد غصه دنيا به گزاف
گر شب و روز در اين قصه مشكل باشي
گر چه راهي ست پر از بيم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشي
حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
صيد آن شاهد مطبوع شمايل باشي

 

در اين نوشتار مي خواهيم كليد «حال خوش» را از حافظ بگيريم. اينكه «حال خوش» چيست و چگونه مي توان به آن رسيد؟ از نگاه حافظ رسيدن به «حال خوش» سه شاه كليد دارد كه با به دست آوردن آنها مي توان در بهشت سعادت و رستگاري دنيا و آخرت به گلگشت و تفرج پرداخت. كليدهايي كه در اكثر آيات و روايات قرآني به آنها اشاره شده است:

۱ – عبوديت و بندگي
۲ – كناره گيري از گناه
۳ – عمل صالح

كليد اول: عبوديت و بندگي
هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ
از يمن دعاي شب و ورد سحري بود
اوقات خوش آن بود كه با دوست به سر رفت
باقي همه بي حاصلي و بي خبري بود

بندگي خدا و پيروي آگاهانه از بزرگان ديني؛ قابليت هاي انساني ما را به فعليت در مي آورد و از ما انساني صالح مي ‎سازد. از نظر حافظ نيز اولين كليد براي دستيابي به آرامش و «حال خوش» سر نهادن بر آستان حضرت جانان و تكيه زدن بر مسند «عبوديت و بندگي» و «ذكرا…» است. چرا كه خوب مي داند كليد وارستگي چيزي جز «بندگي» خدا نيست.

 

اين دقيقه اي است كه در آثار منظوم و منثور اكثر شاعران و عارفان مسلمان بر آن تاكيد شده است. بندگي حضرت حق انسان را از دلبستگي و وابستگي به غير آزاد مي كند و به «وارستگي» مي رساند، و رسيدگي به مقام وارستگي «حال خوش» را به انسان مومن ارزاني مي كند. از همين روست كه خواجه عبدا… انصاري در مناجات نامه خود مي گويد: «الهي! اگر يك بار گويي: بنده من، از عرش بگذرد خنده من.» عين القضات همداني نيز با تاكيد بر اين دقيقه مي گويد: «… تا از خودپرستي فارغ نشوي، خداپرست نتوان بودن. تا بنده نشوي، آزادي نيابي».

 

غلام همت آنم كه زير چرخ كبود
ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزادست

 

آيه ۲۸ سوره «رعد» نيز مويد همين معناست: «الذين آمنوا وتطمئن قلوبهم بذكر ا… الا بذكر ا… تطمئن القلوب: همان كساني كه ايمان آورده‏ اند و دل هايشان به ياد خدا آرام مي ‏گيرد، آگاه باش كه با ياد خدا دل ها آرامش مي يابد»

از نگاه حافظ حضرت پروردگار بهترين تكيه گاه انسان و همنشيني و هم صحبتي با او، سرچشمه آرامش و حال خوش است:

 

اي دل ار سيل فنا بنياد هستي بركند
چون تو را نوح است كشتيبان ز توفان غم مخور
حافظا در كنج فقر و خلوت شب هاي تار
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

 

از همين رو حافظ بندگي واقعي و اصيل را بندگي آزادگان مي داند كه نه از ترس دوزخ و نه به طمع بهشت، بلكه چنانكه حضرت علي(ع) مي فرمايد بندگي آگاهانه و مبتني بر «معرفت ديني» است:

 

«إن قوما عبدوا ا… رغبه فتلك عباده التجار و إن قوما عبدوا ا… رهبه فتلك عباده العبيد و إن قوما عبدوا ا… شكرا فتلك عبادخه الاحرار؛ امام علي(ع) مي فرمايد: گروهي خدا را براي چشم داشت، مي پرستند و اين پرستش بازرگانان است. گروهي او را از روي ترس عبادت مي كنند و اين عبادت بردگان است، و گروهي او را سپاسمندانه مي پرستند و اين پرستش آزادگان است.» (نهج البلاغه، ص ۵۱۰، حكمت ۲۳۷)

 

تو بندگي چو گدايان به شرط مزد مكن
كه خواجه خود روش بنده پروري داند
كليد دوم: كناره گيري از گناه

 

در آموزه هاي ديني و اسلامي بسيار بر اين موضوع تاكيد شده است كه هر كس از معصيت و گناه كناره گيري كند، هر روزش عيد و سرشار از اميد است. چنانكه در حديثي از امام علي(ع) مي خوانيم: «كل يوم لا يعصي ا… فيه فهو عيد:هر روزي كه در آن معصيت و گناه و خلاف نشود، عيد است.» (نهج‏البلاغه، حكمت‏۴۲۸)

 

آري، نوروز واقعي روزي است كه خانه قلب و روحمان را از گرد و غبار زشتي و پلشتي، و سياهي «معصيت» و رذايل شيطاني بتكانيم و در مسير «انسان بودن» و «انسان شدن» گام برداريم. رذايلي مانند: خودخواهي، تفرعن و تكبر، نفاق، دروغ، نفرت، حرص، كينه، خيانت، حسادت، غيبت، تهمت، شهوت، هوسبازي، قدرت طلبي، ستم، جهل، خرافه پروري، زهدفروشي، مردم فريبي، مردم آزاري و… «حال خوش» فرزند «بندگي» و پرهيز از «گناه» است كه فطرت انسان را خط خطي و قلب انسان را سياه مي كند. «حال خوش» فرزند انسان بودن و زيبا زندگي كردن است.

 

و زيبايي چيزي جز «عمل صالح» نيست. يعني حركت در مسير ارزش هاي اصيل فطري و فضايل و كرامت هاي انساني. فضايلي مانند: يكتاپرستي، جهاد در راه خدا(مبارزه با كفر و نفاق و شرك)، پارسايي، عزت نفس، مناعت طبع، وارستگي، آزادگي، صلح و دوستي، حق جويي، عدالت خواهي، ظالم ستيزي، مظلوم نوازي، مهرورزي، نوع دوستي، خدمت به خلق، خيرخواهي، خوش بيني، عقلانيت، روشن انديشي، روشنگري، مردم داري، امانت داري، تواضع، نجابت، ادب، همدردي، حق شناسي، راستگويي، خويشتن داري، شكيبايي، شجاعت، وفاداري، صداقت، ايثار، مروت، مدارا… و انجام هر كاري كه به انسان روشني، نورانيت و معنويت مي بخشد.

 

از نظر حافظ نيز دومين كليد آرامش و «حال خوش»، كناره گيري از گناه و حركت در صراط مستقيم «عمل صالح» است. اما از نظر او كه مسلماني بصير و دين آگاه است، گناه تنها ترك نماز و خوردن روزه نيست، سرآمد گناهان در چشم و دل حافظ «رياكاري، زهد فروشي، و مقدس مآبي» است كه همچون طاعون به جان انسان ها مي افتد و باعث مسخ، انحطاط و فروپاشي اخلاقي و معنوي جامعه مي شود:

 

آلودگي خرقه خرابي جهان است
كو راهروي اهل دلي، پاك سرشتي

 

***

 

آتش زهد و ريا خرمن دين خواهد سوخت
حافظ اين خرقه پشمينه بينداز و برو

 

كليد سوم: عمل صالح

در سوره «والعصر» مي خوانيم: «والعصر، إن الإنسان لفي خسر، إلا الذين آمنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر: سوگند به عصر، كه آدمي زيانكار است. مگر آنان كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام دادند و يكديگر را به حق و به صبر سفارش كردند.»

 

در آيه (۲) سوره مباركه محمد(ص) نيز مي خوانيم:«والذين آمنوا وعملوا الصالحات وآمنوا بما نزل علي محمد وهو الحق من ربهم كفر عنهم سيئاتهم واصلح بالهم: و كساني كه ايمان آوردند و كارهاي شايسته انجام دادند و به آنچه بر محمد(ص) نازل شده نيز ايمان آوردند، خداوند گناهان شان را مي بخشد و كارشان را اصلاح مي كند!»
انسان صالح در گام اول خودش را اصلاح مي كند و در گام دوم در قامت يك مصلح اجتماعي به اصلاح جامعه مي پردازد. لازمه اصلاح، حركت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب و موعود است، و اين امكان پذير نيست مگر اينكه ما كاستي هاي وضع موجود و برجستگي هاي وضع مطلوب را دريابيم و بشناسيم. بنابراين لازمه تغيير و اصلاح، داشتن معرفت و شناخت است. بدون شناخت امكان هيچ گونه تغيير و اصلاحي وجود ندارد، و اين يعني اينكه انجام «عمل صالح» بدون شناخت و معرفت اصيل ديني ممكن نيست.

 

متاسفانه امروز بعضي از شاعران و ذاكران آييني به خاطر توقف در منزل محبت و راه نبردن به ملكوت معرفت اشعاري را مي سرايند و مي خوانند كه به خاطر تقابل با اصول و محكمات ديني، نه تنها مصداق عمل صالح نيستند، بلكه گاهي در نقطه مقابل عمل صالح قرار مي گيرند .

 

حضرت لسان الغيب حافظ شيرازي سومين كليد سعادت مندي و رستگاري و رسيدن به سرمنزل «حال خوش» را «عمل صالح» مي داند كه بارزترين مصداق آن «خوشدلي» و «خوش بيني» و خدمت به خلق خداست. خواجه شيراز در غزلي مي گويد:

 

ما نگوييم بد و ميل به ناحق نكنيم

جامه كس سيه و دلق خود ازرق نكنيم

عيب درويش و توانگر به كم و بيش بد است

كار بد مصلحت آن است كه مطلق نكنيم

رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنيم

سر حق بر ورق شعبده ملحق نكنيم

شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد

التفاتش به مي صاف مروق نكنيم

خوش برانيم جهان در نظر راهروان

فكر اسب سيه و زين مغرق نكنيم

آسمان كشتي ارباب هنر مي شكند

تكيه آن به كه بر اين بحر معلق نكنيم

گر بدي گفت حسودي و رفيقي رنجيد

گو تو خوش باش كه ما گوش به احمق نكنيم

حافظ ار خصم خطا گفت نگيريم بر او

ور به حق گفت جدل با سخن حق نكنيم

 

در آيه (۲۲۷) سوره مباركه بقره نيز خداوند صريحا تاكيد مي كند كه «حال خوش» ميراث «صالحان» است كه به بركت عمل صالح به قلبي مطمئن و آرامشي معنوي دست پيدا كرده اند. انسان هاي مومني كه وجودشان از هر گونه غم و اندوه و ترسي خالي است و اجرشان با پروردگار؛ «إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات واقاموا الصلاه وآتوا الزكاه لهم اجرهم عند ربهم ولا خوف عليهم ولا هم يحزنون: كساني كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زكات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است؛ و نه ترسي بر آنهاست، و نه غمگين مي شوند»

 

اين نشاط و آرامش فقط مخصوص دنيا نيست، از ديگر بركات عمل صالح اين است كه صالحان در روز قيامت نيز با چهره هايي مسرور و با نشاط محشور مي شوند: «تعرف في وجوههم نضره النعيم»، در چهر‎ه‎هاي آنها طراوت و نشاط نعمت را مي‎بيني (مطففين/۲۴).

 

عمل صالح ميوه ايمان و «تقواي الهي» است و ميوه تقوا نيز بصيرت(قدرت تميز حق از باطل) است. چنانكه خداوند مي فرمايد: «… إن تتقوا ا… يجعل لكم فرقانا… همانا اگر تقواي خدا را پيشه كنيد، خداوند وسيله تميز حق از باطل را براي شما قرار مي دهد.(انفال/ ۲۹)

 

عمل صالح با اخلاص كامل و بدون هيچ گونه چشمداشت دنيوي و اخروي براي تقرب به خدا و آرامش دروني انجام مي شود. عملي كه ما را از ظلمات به سوي نور هدايت مي كند: « يخرجهم من الظلمات إلي النور». محصول عمل صالح نيز «رضايت و خشنودي و آرامش» انسان مومن است. مومن واقعي عمل صالح را تنها به قصد راه بردن به بهشت رضايت حضرت دوست انجام مي دهد و حتا به دنبال پاداش اخروي نيست.

 

به راستي نيز تنها راه نجات از برزخ اندوه و افسردگي و دلمردگي و رسيدن به سرمنزل آرامش در جهان پر آشوب كنوني «عمل صالح» است. حافظ نيز بر اين اعتقاد و باور پاي مي فشارد كه در سايه سار «عمل صالح» مي توان بر سختي ها و ناملايمات روزگار غلبه كرد و به حال خوش دست يافت: «غبار غم برود، حال خوش شود حافظ». عملي كه از چهار ركن تشكيل شده است:

* نيت الهي وانساني مبتني بر معرفت اصيل ديني؛ صرف داشتن نيت خوب و الهي براي انجام عمل صالح كافي نيست. عمود عمل صالح «شناخت» است و زماني نيت پاك الهي به عمل صالح منجر مي شود كه آبشخور آن «عقل» باشد. روايات زير مويد اين معناست:

امام كاظم(ع) مي فرمايد؛ «همان گونه كه قوام جسم، تنها به جان زنده است، قوام دينداري هم تنها به نيت پاك است و نيت پاك، جز با عقل حاصل نمي شود.(تحف العقول، ص۶۹۳) و پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد؛ «من عمل علي غير علم كان ما يفسد اكثر مما يصلح: كسي كه بدون شناخت عمل كند، خراب كردنش بيشتر از درست كردن اوست.‏(المحاسن: ۱/۳۱۴/۶۲۱)‏.»

 

مصداق بارز احاديث فوق در تاريخ اسلام «خوارج» هستند. گروهي كه برخي شان با نيت پاك و به قصد «قربه الي ا…» قرآن ها را بر نيزه كردند و با شعار«لا حكم الا ا…» قرآن ناطق علي(ع) را وادار به پذيرش حكميت كردند. در روز و روزگار ما نيز فرقه هايي همچون طالبان و القاعده و گروه هاي تكفيري مصداق بارز به اصطلاح مسلماناني هستند كه تحت لواي اسلام و با شعار «ا… اكبر» و «لااله الا ا…» به جنگ با اسلام ناب محمدي برخاسته اند و به خاطر عمل بدون بصيرت و شناخت، به جاي خدمت، جنايت و خيانت مي كنند.

* اخلاص:(پيامبر اكرم مي فرمايد؛ من اخلص لله اربعين يوما فجرا… ينابيع الحكمه من قلبه علي لسانه: هر كس چهل روز ايمانش را براي خدا خالص گرداند، خداوند چشمه هاي حكمت را از قلب او بر زبانش جاري مي كند(عيون اخبارالرضا، ج۲، ص۶۹، بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۴۲).

* ايمان:(إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات يهديهم ربهم بإيمانهم: كساني كه ايمان آوردند و كارهاي شايسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ايمان شان هدايت مي كند. (سوره مباركه يونس آيه ۹)

* صبر و شكيبايي: تحمل ناملايمات و دشواري ها در راه ايفاي رسالت انساني و اجتماعي يكي از مولفه هاي عمل صالح است. چنانكه خداوند در قرآن مي فرمايد: (إلا الذين صبروا وعملوا الصالحات اولئك لهم مغفره واجر كبير: مگر آنان كه شكيبايي كردند و اعمال صالح به جاي آوردند، آمرزش و پاداش بزرگ از آن ايشان است.(هود، ۱۱)

علامه طباطبايي عمل صالح را از ديدگاه قرآن چنين تعريف مي كند: «هرچند صلاحيت عمل در قرآن كريم بيان نشده است، لكن از آثاري كه براي آن ذكر شده مي توان مفهوم آن را فهميد. عمل صالح عملي است كه براي كسب رضايت پروردگار با تحمل دشواري ها انجام مي شود؛ چنانكه فرمود: «… صبروا ابتغاء وجه ربهم…». (الرعد، ۲۲) يعني: و كساني كه براي طلب خشنودي پروردگارشان شكيبايي كردند. و نيز فرمود: «… و ما تنفقون إلا ابتغاء وجه ا… »؛(البقره، ۲۷۲) يعني: و جز براي طلب خشنودي خداوند انفاق مكنيد. اثر ديگر، آن است كه عمل صالح صلاحيت براي اجر و پاداش را دارد، چنانكه خداوند مي فرمايد: «… ثواب ا… خير لمن ءامن و عمل صالحا…»؛(القصص، ۸۰) يعني براي كساني كه ايمان آورده اند و كار شايسته كرده اند، پاداش خدا بهتر است. اثر ديگرش آن است كه عمل صالح كلمه طيب را بالا مي برد. چنانكه فرمود: «… إليه يصعد الكلم الطيب والعمل الصالح يرفعه…»؛ (الفاطر، ۱۰) مراد از كلم الطيب عقايد حق از قبيل توحيد است و مراد ازصعود آن تقربش به خداي تعالي است و مراد از عمل صالح هر عملي است كه طبق عقايد حق صادر شود و با آن سازگار باشد. (طباطبايي، ۱۳۷۴ش، ج ۱، ص ۴۵۸).

جان كلام آنكه ميوه «عمل صالح»، حال خوش، آرامش، آمرزش، رستگاري و عاقبت به خيري است. حافظ نيز با الهام از آيات و روايات قرآني، در جاي جاي ديوان غزلياتش ما را به «عمل صالح» دعوت كرده است:

دلا دلالت خيرت كنم به راه نجات
مكن به فسق مباهات و زهد هم مفروش

***

درخت دوستي بنشان، كه كام دل به بار آرد
نهال دشمني بركن، كه رنج بي شمار آرد

***

توانگرا دل درويش خود به دست آور
كه مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
بدين رواق زبرجد نوشته اند به زر
كه جز نكويي اهل كرم نخواهد ماند

***

دايم گل اين بستان شاداب نمي ماند
درياب ضعيفان را در وقت توانايي

***

اي نور چشم من سخني هست گوش كن
چون ساغرت پر است بنوشان و نوش كن

***

چو غنچه گر چه فروبستگي ست كار جهان
تو همچو باد بهاري گره گشا مي باش

 

طرحي نو دراندازيم

بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم
فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو دراندازيم

 

اميد آنكه همچون حضرت لسان الغيب حافظ شيراز، با فهم درست و عميق آموزه هاي انسان ساز و اصيل ديني و راه بردن به «سيرت و حقيقت» دين، در مسير بندگي پروردگار و پيروي از سنت و سيره نبوي و علوي گام برداريم، و با ارائه رهيافت هاي روشنگرانه از دين و آيين، در سال جديد از بيراهه «جهل و جمود و تحجر» برگرديم و با خرافه و گزافه و تحريف باورهاي ديني مقابله كنيم. آرزوي ديگر اينكه در سال جديد پيش و بيش از آنكه در «صورت قرآن» متوقف بمانيم، سعي كنيم با تدبر و تعقل قرآن را بخوانيم و«سيرت» آن را دريابيم، تا در سايه سار قرآن، ايمان و عمل صالح انساني ديگرگونه شويم. چنانكه خداوند در قرآن مي فرمايد:

«و اختلاف الليل و النهار و ما انزل ا… من السماء من رزق فاحيا به الارض بعد موتها و تصريف الرياح آيات لقوم يعقلون: و نيز در آمد و شد شب و روز، و رزق (و باراني) كه خداوند از آسمان نازل كرده و به وسيله آن زمين را بعد از مردنش حيات بخشيده و همچنين در وزش بادها، نشانه‏هاي روشني است براي گروهي كه اهل تفكرند. (آيه ۵ سوره جاثيه)».

در مورد فهم درست دقايق و ظرايف وحياني و قرآني غزل هاي حافظ شيراز نيز به عنوان نماد آزادانديشي، حقيقت جويي و سالوس ستيزي، و همچنين انساني آرمان خواه و مصلحي جسور و تيزبين كه در تمام طول زندگي اش به دنبال روشنگري و هموار كردن راه «اجتهاد» در دين بود، آرزو مي كنم كه «طرحي نو دراندازيم» و به جاي دل بستن به «فال حافظ» كه تفنني بيش نيست، به دنبال پيوستن به «حال حافظ» باشيم.

نويسنده: رضا اسماعيلي

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد