به بهانه انتشار تصويري از فاطمه معتمد آريا با كتاب «پايي كه جا ماند» در دست و سخنان غيرمنصفانه وي عليه 40 سال انقلاب، سيدناصر حسيني پور، نويسنده اين كتاب، يادداشتي را منتشر كرد.

 

به بهانه انتشار تصويري از فاطمه معتمد آريا با كتاب «پايي كه جا ماند» در دست و سخنان غيرمنصفانه وي عليه ۴۰ سال انقلاب، سيدناصر حسيني پور، نويسنده اين كتاب، يادداشتي را منتشر كرد.

 

 

حسيني پور، نويسنده كتاب «پايي كه جا ماند» در فضاي مجازي، نوشته است:

 

«سركار خانم فاطمه معتمدآريا!

 

با سلام

 

من را وي همين كتابي هستم كه در دست داريد؛ با خودم گفتم چند خطي اينجا برايتان بنويسم. سفارش مي كنم وقت كرديد اين كتاب را بخوانيد تا متوجه شويد نسل روح الله، براي چهره شدن شماها، چگونه چهره شان زير ضربات كابل و باتوم بعثي ها له و لورده شد. مدتي پيش در سي و هفتمين جشنواره فجر فرموديد: «من دلخور نيستم كه هميشه هر جا رفتم اولين كاري كه با من در اين چهل سال كردند اين بود كه برايم توقف ايجاد كردند و اين ها همه باعث رشد و جهش من شد.»

 

 

بي شك اگر توقفي در كارتان مي بود، رشد و جهشي در كار نبود؛ اما خب ما نسل رو به انقراض ديروز، از شما و خيلي از دوستان سلبريتي تان ناراحتيم. چقدر خيلي از شماها بي انصاف و نمك نشناس و طلب كاريد! خدايي اين انقلاب براي هر كه خوب نبود، براي شما بدك نبود. در دوران شما چه مادرها كه بي پسر شدند و چه بانواني كه بي شوهر؛ چه پسران و دختراني كه سايه پدر را از دست دادند و چه طفلان معصومي كه زير آوار شهرهاي دزفول و بروجرد و بهبهان ماندند؛ چه تن هايي كه بي سر و چه سرهايي بي تن، چه دوستاني كه بي دست شدند و چه بدن هايي بي پا، تا شماها چهره شويد و بلندگوي اپوزسيون!

 

 

خرمشهر را كه مي دانيد كجاست؟! همان جايي ست كه هر چهار متر مربع آن يك شهيد داده است. چقدر دلم گرفت وقتي در دهه هفتاد آمدي و آواز خواندي: «ممد نبودي ببيني رقص آزاد گشته…» مي بينيد بخشش و بزرگواري نظام را؟! با شما برخورد كه نكردند هيچ، تازه ميدان هم دادند. اصلا اين انقلاب دستش نمك ندارد؛ دوستان سلبريتي تان به يمن بازي در نقش هايي كه به آن اعتقادي ندارند، سر سفره انقلاب محبوب و چاق و فربه شدند و زد زير دلشان. آخر شما در تمام عرصه ها صاحب نظريد و ملت هم با هر اظهار فضل تان هم صدا و هم راي تان مي شوند. اصلا اينجا هيچ چيز جاي خودش نيست. اين حرف مهدي مهدوي كيا را كجاي دلم بگذارم كه مي گويد: «فوتبال نبايد سياسي باشد.» بعد مقاومت در عراق و سوريه را مي كوبد. حتي حاضر نيست نيم نگاهي به جيب پيراهنش بيندازد و كارت معافيتش را ببيند كه به بركت گلي كه به آمريكا زد از خدمت سربازي معاف شد. من اما ترجيح مي دهم به جاي همه شماها كريستين رونالدو، ستاره تيم رئال مادريد را دوست داشته باشم كه براي كودكان سوري پيام فرستاد و گفت: «ما مي دانيم كه شما رنج بسياري را متحمل شده ايد، من بازيكن بسيار مشهوري هستم، اما قهرمان واقعي شما هستيد؛ اميد خود را از دست ندهيد؛ من با شما هستم.»

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد